|
متفرقه دنیا
|
دوستان عزیز این وبلاگ دیگر به هیچ نویسنده ای نیاز ندارد .به این نتیجه رسیدم اگه تنهایی کار کنم سنگین ترم باتشکر متفرقه دنیا [ دوشنبه 1390/02/05 ] [ ] [ بهاره ]
[ ]
این هم یک بوس گنده برای همه ی دوستانی که به این وبلاگ رای میدهند
هرکی از این وبلاگ خوشش اومده و میخواد به این وبلاگ رای بده فقط باید روی انتخاب بهترین وبلاگ زیر کلیک کرده و بعد هم روی مثبت به وبلاگ کلیک کنند رای ان ها برای این وبلاگ خود به خود ثبت میشوند اگر بهم رای ندید همش میینم یه گوشه و این جوری گریه میکنم
پس بهم رای بدید ها یادتون نره [ یکشنبه 1390/02/04 ] [ ] [ بهاره ]
[ ]
[ پنجشنبه 1391/02/21 ] [ ] [ بهاره ]
[ ]
- محبت شدیدی كه صادقانه به تو ابراز میكردم
2- دروغ و بی اساس بود و در حقیقت نفرت من نسبت به تو 3- روز به روز بیشتر می شود و هر چه بیشتر تو را می شناسم 4- به پستی و دورویی تو بیشتر پی میبرم و 5- این احساس در قلب من قوت میگیرد كه بالاخره روزی باید 6- از هم جدا شویم و دیگر من به هیچ وجه مایل نیستم كه 7- شریك زندگی تو باشم و اگرچه عمر دوستی ما همچون عمر گلهای بهار كوتاه بود اما 8- توانستم به طبیعت پست و فرومایه تو پی ببرم و 9- بسیاری از صفات ناشناخته تو بر من روشن شد و من مطمئنم 10- این خودخواهی ، حسادت و تنگ نظری تو را هیچ كس نمیتواند تحمل كند و با این وضع 11- اگر ازدواج ما سر بگیرد ، تمام عمر را 12- به پشیمانی و ندامت خواهیم گذراند . بنابراین با جدایی ازهم 13- خوشبخت خواهیم بود و این را هم بدان كه 14- از زدن این حرفها اصلا عذاب وجدان ندارم و باز هم مطمئن باش 15- این مطالب را از روی عمق احساسم مینویسم و چقدر برایم ناراحت كننده است اگر 16- باز بخواهی در صدد دوستی با من برآیی . بنابراین از تو میخواهم كه 17- جواب مرا ندهی . چون حرفهای تو تمامش 18- دروغ و تظاهر است و به هیچ وجه نمیتوان گفت كه دارای كمترین 19- عواطف ، احساسات و حرارت است و به همین سبب تصمیم گرفتم برای همیشه 20- تو و یادگار تلخ عشقت را فراموش كنم و نمتوانم قانع شوم كه 21- تو را دوست داشته باشم و شریك زندگی تو باشم . و در آخر اگر میخواهی میزان علاقه مرا به خودت بفهمی از مطالب بالا فقط شماره های فرد را بخوان!!!
[ پنجشنبه 1391/02/21 ] [ ] [ بهاره ]
[ ]
[ پنجشنبه 1391/02/21 ] [ ] [ بهاره ]
[ ]
[ پنجشنبه 1391/02/21 ] [ ] [ بهاره ]
[ ]
[ پنجشنبه 1391/02/21 ] [ ] [ بهاره ]
[ ]
[ پنجشنبه 1391/02/21 ] [ ] [ بهاره ]
[ ]
[ پنجشنبه 1391/02/21 ] [ ] [ بهاره ]
[ ]
امروز سر چهار راه کـتـک بـدی از یـک دختـر بچـه ی هفـت سـالـه خـوردم ! اگه دل به درددلم بدین قضیه دستگیرتون میشه ....
پشت چراغ قرمز تو ماشین داشتم با تلفن حرف میزدم و برای طرفم شاخ و شونه میکشیدم که نابودت میکنم ! به زمینو زمان میکوبمت تا بفهمی با کی در افتادی! زور ندیدی که اینجوری پول مردم رو بالا میکشی و… خلاصه فریاد میزدم که دیدم یه دختر بچه یه دسته گل دستش بود و چون قدش به پنجره ی ماشین نمی رسید هی می پرید بالا و میگفت آقا گل ! آقا این گل رو بگیرید…
منم در کمال قدرت و صلابت و در عین حال عصبانیت داشتم داد میزدم و هی هیچی نمیگفتم به این بچه ی مزاحم! اما دخترک سمج اینقد بالا پایین پرید که دیگه کاسه ی صبرم لبریز شد و سرمو آوردم از پنجره بیرون و با فریاد گفتم: بچه برو پی کارت ! من گـــل نمیخـــرم ! چرا اینقد پر رویی! شماها کی میخواین یاد بگیرین مزاحم دیگران نشین و … دخترک ترسید و کمی عقب رفت! رنگش پریده بود ! وقتی چشماشو دیدم ناخودآگاه ساکت شدم! نفهمیدم چرا یک دفعه زبونم بند اومد! البته جواب این سوالو چند ثانیه بعد فهمیدم!
ساکت که شدم و دست از قدرت نمایی که برداشتم، اومد جلو و با ترس گفت: آقا! من گل نمیفروشم! آدامس میفروشم! دوستم که اونورخیابونه گل میفروشه! این گل رو برای شما ازش گرفتم که اینقد ناراحت نباشین! اگه عصبانی بشین قلبتون درد میگیره و مثل بابای من میبرنتون بیمارستان، دخترتون گناه داره ..
دیگه نمیشنیدم! خدایا! چه کردی با من! این فرشته ی کوچولو چی میگه؟!
حالا علت سکوت ناگهانیمو فهمیده بودم! کشیده ای که دخترک با نگاه مهربونش بهم زده بود، توان بیان رو ازم گرفته بود! و حالا با حرفاش داشت خورده های غرور بی ارزشمو زیر پاهاش له میکرد!
یه صدایی در درونم ملتمسانه میگفت: رحم کن کوچولو! آدم از همه ی قدرتش که برای زدن یک نفر استفاده نمیکنه! … اما دریغ از توان و نای سخن گفتن!
تا اومدم چیزی بگم، فرشته ی کوچولو، بی ادعا و سبکبال ازم دور شد! اون حتی بهم آدامس هم نفروخت! هنوز رد سیلی پر قدرتی که بهم زد روی قلبمه! چه قدرتمند بود!
همیشه مواظب باشید با کی درگیر میشید! ممکنه خیلی قوی باشه و بد جور کتک بخورید که حتی نتونید دیگه به این سادگیا روبراه بشین
[ پنجشنبه 1391/02/21 ] [ ] [ بهاره ]
[ ]
مـــن برای تنهــــــــــــــــا نبـودن
آدمهای زیادی دور و برم دارم
آن چیزی که ندارم کسی برای " بـا هــــــــــــــــم بـودن " است
مترسک اینقدر دستهایت را باز نکن
کسی تو را در آغوش نمیگیرد ، ایستادگی تنهایی می آورد
رسم زندگی این است روزی کسی را دوست داری و روز بعد تنهایی
به همین سادگی او رفته است و همه چیز تمام شده مثل یک مهمانی
که به آخر می رسد و تو به حال خود رها می شوی چرا غمگینی ؟
این رسم زندگیست پس تنها آوازبخوان
وقتی تنهاییم، دنبال دوست می گردیم
پیدایش که کردیم، دنبال عیب هایش می گردیم
وقتی که از دست دادیمش، دنبال خاطراتش می گردیم
و همچنان تنها می مانیم
هیچ چیز آسان تر از قلب نمی شکند
چشمانم را می بندم ...
خواب مرا می برد...
و رویایی تو را در نبودنت برایم به رخ می کشد
میدانی؟نمیشود زمان را برگرداند...
باید با زمان رفت...
باید با زمان گم شد ...
باید در انتهای زمان به آغاز تو رسید ....
خدایا
از عشق امروزمان چیزی برای فردا کنار بگذار.
نگاهی ،
یادی ،
تصویری ،
خاطره ای
برای هنگامی که فراموش خواهیم کرد
روزی چقدر عاشق بودیم
اینجا آسمان از دل من تیره تر است ، روزگارم ابریست
من اگر تنهایم ، یاد تو با من هست
مهربانم روزگارم ابریست
کاش این بار جای خورشید تو آفتاب شوی . . .
دیدن عکست تمام سهم من است
از "تو "
آن را هم جیره بندی کرده ام
تا مبادا
توقعش زیاد شود!!
دل است دیگر . . .
ممکن است فردا خودت را از من بخواهد!!!
دلتنگی
عین آتش زیر خاکستر است
گاهی فکر میکنی تمام شده
اما یک دفعه
همه ات را آتش میزند . . .
یاد سهراب بخیر
آن سپهری که تا لحظه خاموشی گفت
تو مرا یاد کنی یا نکنی
باورت گر بشود گر نشود
حرفی نیست
اما نفسم میگیرد در هوایی که نفسهای تو نیست ..
ای کاش انسانها همانقدر که ازارتفاع میترسیدند , کمی هم از پستی هراس داشتند !!
دلم که تنگ میشود
دست به دامان پنجره ها می شوم
دلم که تنگ می شود
بوی خاک باران خورده به دادم می رسد
خاک باران خورده
برگهای خیس
خدای مهربان
تنهایی که فشار می آورد
همه نیست می شوند !
دلبستگی مثل برگ درخته وقتی از درخت کنده میشه باز به پاش میفته...
مثل ساحل آرام باش
تا مثل دریا بیقرارت شوند ..
روزگار را گذراندیم که به خوشبختی برسیم
اما دریغ که خوشبختی همان روزگاری بود
که گذشت
[ پنجشنبه 1391/02/21 ] [ ] [ بهاره ]
[ ]
[ پنجشنبه 1391/02/21 ] [ ] [ بهاره ]
[ ]
[ پنجشنبه 1391/02/21 ] [ ] [ بهاره ]
[ ]
به نقل از روزگار نو :
تنها شش ماه دارد اما به راحتی صحبت می کند، هنگام گرسنگی از مادرش تقاضای شیر کرده و حتی می تواند آهنگ بنوازد.او نابغه است .
ادامه مطلب [ پنجشنبه 1391/02/21 ] [ ] [ بهاره ]
[ ]
[ پنجشنبه 1391/02/21 ] [ ] [ بهاره ]
[ ]
[ پنجشنبه 1391/02/21 ] [ ] [ بهاره ]
[ ]
[ پنجشنبه 1391/02/21 ] [ ] [ بهاره ]
[ ]
[ پنجشنبه 1391/02/21 ] [ ] [ بهاره ]
[ ]
[ پنجشنبه 1391/02/21 ] [ ] [ بهاره ]
[ ]
[ سه شنبه 1391/01/01 ] [ ] [ بهاره ]
[ ]
در روایتى منسوب به حضرت امام جعفر صادق(ع) آمده است که مى فرماید: «هنگامى که روز عید نوروز آمد ، غسل کن و بهترین و پاک ترین لباست را بپوش و با بهترین عطرها خود را خوش بو کن و در این روز، مستحب است روزه بگیرد. در خصوص روز نوروز در روایات مختلف آداب گوناگونی ذکر شده که به آنها به صورت مختصر اشاره میشود: نماز نافله، یک نماز چهار رکعتی پس از نماز ظهر و عصر روز نوروز، دعا کردن در سجده این نماز که موجب بخشش گناهان میشود.( نحوه خواندن این نماز در مفاتیح الجنان در اعمال عید نوروز ذکر شده است) - ذکر گفتن؛ خصوصا ذکر «یا ذی الجلال و الاکرام» -روزه گرفتن - دعا کردن در لحظه سال [ یکشنبه 1390/12/28 ] [ ] [ بهاره ]
[ ]
|
|
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |